سلام بهونه قشنگ من برای زندگی...آره بازم منم، همون ديوونه هميشگی
فدای مهربونيات، چه می کنی با سرنوشت؟...دلم برات تنگ شده بود، اين نامه رو واست نوشت
حال منو اگه بخوای، رنگ گلای قاليه...جای نگاهت بدجوری تو صحن چشام خاليه
ابرا همه پيش منن، اينجا هوا پر از غمه...از غصّه هام هر چی بگم، جون خودت بازم کمه
ديشب دلم گرفته بود، رفتم کنار آسمون...فرياد زدم يا تو بیا، يا منو پيشت برسون
فدای تو، نمي دونی بی تو چه دردی کشيدم...حقيقتو واست بگم، به آخر خط رسيدم
رفتيو من تنها شدم با غصّه های زندگی...قسمت تو سفر شدو، قسمت من آوارگی
نمی دونی چقدر دلم تنگه برای ديدنت...برای مهربونيات، نوازشات، بوسيدنت
به خاطرت مونده يکی هميشه چشم براهته؟...يه قلب تنها و کبود هلاک يه نگاهته؟
من می دونم همين روزا عشق من از يادت ميره...بعدش خبر می دن بيا که داره دوستت می ميره
روزات بلنده يا کوتاه؟ دوست شدی اونجا با کسي؟...بيشتر ازين منو نذار تو غصّه و دلواپسی
يه وقت منو گم نکنی تو دود اين شهر غريب...يه سرزمين غربته، با صدتا نيرنگ و فريب
فدای تو، يه وقت شبا، بی خوابی خستت نکنه...غم غريبی عزيزم، زردو شکستت نکنه
چادرشب لطيفتو، از روت شبا پس نزنی...تنگ بلور آبتو يه وقت ناغافل نشکنی
اگه واست زحمتی نيست، بر سر عهدمون بمون...منم تورو سپردمت دست خدای مهربون
راستی ديروز بارون اومد، منو خيالت تر شديم...رفتيم تو قلب آسمون، با ابرا همسفر شديم
از وقتی رفتی، آسمونمون پر کبوتره...زخم دلم خوب نشده، از وقتی رفتی بدتره
غصّه نخور، تا تو بيای حال منم اينجوريه...سرفه های مکرّرم مال هوای دوريه
گلدون شمعدونيمون عجيب واست دلواپسه...
مثله يه بچه که باراوّله ميره مدرسه
تو از خودت برام بگو، بدون من خوش ميگذره؟...دلت ميخواست ميومدم، يا تنها رفتی بهتره؟
از وقتی رفتی، تو چشام فقط شده کاسه ی خون...همش يه چشمم به دره، يه چشم ديگم به آسمون
يادت مياد گريه هامو ريختم کنار پنجره؟...داد کشيدم تورو خدا نامه بده، يادت نره
يادت مياد خنديديو گفتی: حالا بذار برم...تو رفتيو من تاحالا کنار در منتظرم
امروز ديدم ديگه داری منو فراموش می کنی...فانوس آرزوهامو داری خاموش می کنی
گفتم واست نامه بدم، نگی عجب چه بی وفاست...با اينکه من خوب می دونم، جواب نامه با خداست
عکسای نازنينتو، با چندتا گل کنارمه...يه بغض کهنه، چند روزه دائم در انتظارمه
تنها دليل زندگی، با يه غمی دوستت دارم...داغ دلم تازه ميشه، اسمتو وقتی ميارم
وقتی تو نيستی چه کنم با اين دل بهونه گير؟...مگه نگفتم چشماتو از چشم من هيچ وقت نگير؟
حرف منو به دل نگير، همش مال غريبيه...تو رفتی، من تنها شدم، چه دنيای عجيبيه
زودتر بيا، بدون تو اينجا واسم جهنمه...ديوار خونمون پر از سايه ی غصه و غمه
تحمّلی که تو دادی، ديگه داره تموم مي شه...مگه نگفتی همه جا مال منی تا هميشه؟
دلم واست شور می زنه، اين دلو بی خبر نذار...تورو خدا با خوبيات، رو هيچ دلی اثر نذار
فکر نکنی از راه دور دارم سفارش می کنم...به جون تو، فقط دارم يه قدری خواهش می کنم
اگه بخوام برات بگم، شايد بشه صدتا کتاب...که هر صفحش، قصّه ی چندتا درده و چندتا عذاب
می گم شبا ستاره ها، تا می تونن دعات کنن...نورشونو بدرقه ی پاکی خنده هات کنن
يه شب تو پاييز، که غمت سربه سر دل ميذاره...فرشته همون کسی که بيشتر از همه دوستت داره